...
بقیه اشو چون خیلی طولانی بود از ادامه مطلب می تونی بخونی :دی
هه! اینو می تونستین بخونینااآ .. اینو باسه خودم نوشتم .. ینی اگه یکمم فک کنین می فهمین هرچقدر هم که تن اون نازک و نرم باشه تن ِ من اما جون نمی ده باسه پرپر زدن زیر تگرگ :دی
خب در راستای عملیات ضربتی ما برای خرید حلقه، ما تمام جاهایی که نزدیکمون بود و کارهای آقای زوپینی رو داشت، سر زدیم و به این نتیجه رسیدیم من باید نخ ببندم به انگشتره تا اندازه ی دستم بشه (تکبیـــر!)
نخیرم به این نتیجه رسیدیم که از کارهای آقای زوپینی بکشیم بیرون (:دی) و بریم اصن از این حلقه مسخره ها بخریم بعد با بقیه ی پولمونم بریم چیزای دیگه بخریم (:دی) اما از اونجایی که این حلقه مسخره ها هم همشون باسه من بزرگ بودن، (به جز یکیشون که اونم علامت پلی بوی بود (:دی) ) تصمیم بر آن شد که اصن از حلقه استیل بکشیم بیرون بریم نقره بخریم (:دی) اما باز هم چون من انگشتام خیلی دیگه آره .. هر انگشتر نقره ای رو هم نمی تونستم انتخاب کنم، باید یکی انتخاب می کردم که وقتی می خواد سایز کنه نگین هاش داغون نشه .. یا د فورم نشه :دی
منم از هیچکدوم از اونایی که این آقاهه میذاشت جلوم خوشم نمیومد خب، یا مثلن از یکی که بدم نمیومد, مردونه اش خیلی تخـ می بود ! دیگه در اوج ناامیدی بودم که وختی این آقاهه داشت همه ی انگشترها رو جم می کرد، از یه انگشتر ِ مردونه خوچم اومد! برش داشتم و به آقاهه ی مرفه نشونش دادم که آقای فروشنده گفت از اون باسه دست شوما هم داریم (:دی) منم خوچحال گفتم می شه ببینم و خیلی خوبه و همین و می خوام و تندی برام سایز کرد و مبارکه و اینا ! اصنم نفهمیدم که آقاهه واقعن خوشش اومد یا به خاطر من گفت که خوبه :|.. اما از اونجایی که ایشون خیلی رک تشریف دارن و اصن با کسی تعارف ندارن ( حتی شوما دوست عزیز) مبنی رو بر این گذاشتم که خب حتمن قابل تحمل بوده دیگه ..
بدین سان من و آقاهه حلقه دار شدیم .. که بعدن عکس شو براتون میذارم .. چون حلقه ی من الآن دست آقاهه س حلقه ی ایشون هم دست منه ( ته عشق و اینا) چون ما خیلی اهل سوپرایز کردنیم قرار باسه ولنتاین بهم کادو بدیم اینا رو (:دی) با یه سری چیزای دیگه که همه رو همون روز با هم خریدیم (:پی) و اصن نمی دونیم چی قراره کادو بگیریم مثلن من نمی دونم قرار ِاز آقاهه یه خرس خوچگل بگیرم که خودم انتخابش کردم .. یا مثلن آقاهه نمی دونه قرار از من خیلی چیزا بگیره که نمی گم (:پی) .. آخه آقاهه از هیچی به جز من خوشش نمیآد می دونین که (:دی) .. برا همینم از اونجا هیچی براش نگرفتم .. ینی من هی بهش می گفتم:
عسیسم هرچی می خوای انتخاب کن هاااا .. تعارف نکن خولاصه ! مهمون ِ جیب ِ خودتی (:دی)
اما خب هیچی انتخاب نکرد ..
برا همینم من هرچی دلم بخواد کادو میدم :| بایدم خوشش بیاد (:دی)
اما خودمم هنو نیدونم چی باید بگیرم ..
آخه هیچی به چشم نمیاد .. هنو نفهمیدم این دخترا چی باسه پسرا می گیرن !؟ تو هر مغازه ی عروسک فروشی که می ری پر دختر ِ! اما من نمی دونم مثلن عروسک به چه درد ِ پسرا می خوره ؟!
ــ شبا باهاش می خوابن ؟!
ــ از دیدنش ذوق می کنن ، بغلش می کنن و لپشو ماچ می کنن ؟! (این خودمم)
ــ میذارن تو دکور ِ اتاقشون یه جایی که کاملن به چشم بیاد و به همه می گن اینو از عچقشون گرفتن ؟!
ــ میذارن پشت ماشینشون آفتاب بگیره,خود به خود نابود شه؟!
ــ میندازن یه گوشه ی دنج تا خوب خاک بخوره ؟!
واقعن کدوم گزینه درست تره ؟! فک کنم گزینه ی آخر ! نه ؟! (این نظر شخصی منه .. سعی در تحمیلش هم به کسی ندارم .. اما به نظرم خیلی بی خوده باسه پسر عروسک بخره آدم!)
در نتیجه این گزینه حذف می شه .. پس از این جینگول پینگولها فقط شوکولاتش می مونه !
اما بازم از اونجایی که من خسیسم و پول بیخود برای جعبه ی شوکولات نمی دم .. تمام شوکولاتهای بد مزه ای هم که فقط تو یه جعبه ی داغون قلبی شکل هستن حذف می شه !
(همیشه فک می کردم مثلن این جعبه های زشت که عمدتا قرمز رنگ تشریف دارن _ من قرار ِ رنگ عشق رو به قهوه ای سوخته تغییر بدم آخه _ بعدن به چه کار آدم میاد که باید بابتش پول بدم ؟! چون اوصولن آقایون بعیده ازشون که انقد براشون مهم باشه که شوکولات ها رو نگه دارن .. جعبه خالیش هم که خیلی مسخره س من به شخصه با این همه احساس میندازم دور, دیگه آقایون که حتمن:دی)
و بازم می رسم به همون شکلات مورد علاقه ی خودم! همون دایاموند قلقلی ها با اون جعبه های مربعی ! (یا مثلن اون قهوه ای سوخته هه که تو تیراژه دیدیم با روبان طلایی بود خیلی هم گرون بود خیلی هم شیک بود.. شوما هم گفتی من اگه انقد پول داشتم زن می گرفتم).. اما اونا توش زیاده جوش می زنی .. دونه ای برات می خرم :دی
بعد شکلات هم احتمالا یک عدد ادکلن می تونه گزینه ی مناسبی باشه .. با یه خورده خنزر پنزر ( با توجه به اینکه حلقه هم هست) ..
خب ادکلن مورد علاقه ی منم که همه می دونن فارنهایته (:دی) سی و دو درجه نه هاااا ! صفر درجه (اما این تو ایران نیس)! پس می مونه همون فارنهایت ساده هه!
نتیجه ی اخلاقیش این می شه که می رم خانه ی عطر فارنهایت می گیرم !
اما از اونجایی که من نیت کنم یه چیزی رو بخرم تخـ مش رو ملخ می خوره .. متوجه شدم که آقای کریستین دیور با خودش فک کرده خوب نیس آدم انقد کسی رو خوچحال کنه .. برا همینم تصمیم می گیره اصن این فارنهایت ساده هه رو تولید نکنه یا حداقل به ایران نفرسته (درس نمی دونم فقط می دونم که سارا (همون خانه ی عطریه .. دختر عمه ی آقاهه ی سابق) بهم گفت که دیگه نیس و اگه جایی از قبل داشته باشه می تونی پیدا کنی :|)
این شد که من با اهصاب داغون دارم دنبال این ادکلن می گردم! یا داشتم می گشتم (:پی) درس نمی دونم ! (:دی)
هرجا که عقلم می رسید هم زنگ زدم .. هم خانه ی عطر، هم فندی، هم رایحه، هم هایلند .. اما هیشکی نداشت .. رفتم میلاد نور که اونجا هم نداش :(
دیگه کارد میزدی؟ بزنی؟ خونم در نمی یومد؟ نمیآد؟ !
دیرو عصر با مامی رفتم تندیس که اون خرید کنه .. ۴-۵ تا از این عطر فروشیا داش که مامی بی چاره رفت به خاطر من از همشون پرسید ! اما به جز یکی هیچکدوم نداشتن (:پی) اون یکی هم ۵۰ میل داش ؛ فقط ۲ تا .. اما من ۱۰۰ می خواستم ..
مامی میگه خب دو تا شو بگیر می شه ۱۰۰ (:دی) به خانومه میگم ۵۰ میلش چنده ؟!
میگه : ۶۸ !
ینی من ۱۳۶ تومن پول بدم ؟! :اُ
چه توقعاتی از ادم دارن هااا .. به مامی میگم اگه تو پولشو می دی می گیرم (:دی)
مامانمم در این مواقع از دسترس خارج می شه !
اما خب ظاهرن چاره ای نیس !!!
ولی زوره دیگه ۱۰۰ میلش ۸۸ تومنه !
نمی خوام اصن !
من چی کار کنم خب ؟!
من اگه بخوام ۱۳۶ تومن پول بدم می رم "میرِکل هوم- لانکوم" می گیرم خب!
پس احتمالن باید بازم از این ادکلن بکشم بیرون " میلا شون " بگیرم ! ( میلاشون تقلبی ِ فارنهایت به نظرم .. چون دقیقا همون بو رو میده اما اصن موندگار نیس اوج موندن بوش ۷-۸ ساعته اما فارنهایت ۲ روز می مونه به راحتی ! قیمتش اما خیلی اِکانمی تره :دی همش ۴۹ تومنه (:دی) )
خب حالا چه کار کنم من ؟!
اصنم من فک نمی کنم که فردا شنبه اس و من هنو نمی دونم چی کار باید کنم .. صب بهش فکر می کنم !
تازه در اوج خر شانسی باید بگم که من می خواستم باسه این آقاهه یه سی دی رایت کنم .. از همه ی آهنگایی که دوس دارم .. اما خب نشد ! ینی وقتی همه ی سی دی هام که لایت اسکراب؟پ؟ بودن به نحو احسنت سوخت فهمیدم این یه ویروسه ! و مجبور شدم با کامپیوتر ماری رایت بزنم اما دیگه لایت اسکراب؟پ؟ نیس !
حالا اگه خواستین من شانسم رو می دم باهاش یه دور بزنید :دی
![]()
.:
بی ربط:
دقت کردین این پرسپولیسی ها چقدر مرده خورن ؟!
.:
بعدن نوشت:
با اینکه می دونم خیلی طولانی شد .. اما دوس داشتم این دوتا رو هم بنویسم :دی ..
اااا وبلاگ خودمه خب!
حلقه ی آقاهه رو به مَلیَم نشون دادم می گم خوچگله ؟!
گرفته دستش می گه : چگده بزرگه :دی .. تو انتخاب کردی، نه ؟!
میگم: آره !
میگه: معلومه ![]()
به آقاهه می گم، میگه : ینی مسخرمون کرد ؟!
میگم: آره :پی!
.:
۴ شنبه صب که آقاهه اومد دنبالم باسه خرید من خیلی خوابم میومد خب ؟!
اما تن تن حاظر شدم که یه وخت منتظرم نمونه ..!
یادتون باشه کلی هم اون روز داش بارون میومد !
نشستم تو ماشین آقاهه میگه: چقدر خوشگلتر شدی تو ؟! چی کار کردی ؟!
من: هیچی ! مثه همیشه ام !
اون: نه فرق کردی، خوچگلتر شدی !
من: شاید باسه اینه که هنوز خوابم ( آخه من معمولن دیر لود می شم :پی)
اون: نه موهاتو یه کاری کردی !
من: لبخند ! ( اصنم نگفتم چتریامو کوتاه کردم .. چون کله مو می کندی :دی)
بعد یکی دو ساعت که بارون شدید شد یه دو سه تا رعد و برق خوچگلم زد ! آقاهه میگه: دیدی گفتم خوچگلتر شدی .. هی بگو نه ! ببین خدا هم داره هی ازت عکس می گیره ! :ایکس
من: قوبونت بشم من !
همین دیگه بسه ! نمی خوام جو رمانتیک خراب شه .. !
.:
+ این سکانسی که بالا گفتم از اون سکانس هایی ِ که من همیشه یادم می مونه .. .
و مرسی آقاهه بابت خلق ِ این سکانس !
( سکانس به فارسی چی می شد ؟! صحنه ؟! اگه صحنه می شد که خیلی زشته :دی همون سکانس )
+ اینم عکس اون گُل ِ .. .
+ اینم اون یکی گُل ِ :دی
(می دونم گُل ِ دومی خیلی قشنگتره نیاز به گفتن نیس!) ![]()
[Click]
.:
بعدن نوشت :
دیدین این بچه حسود ها رو ..؟!
آقای مرفه رو هم که دیدین ..؟!
هیچی دیگه تِرکید ..!
![]()
فقط خواستم از این تریبون مراتب ذوق زدگی خودم رو نسبت به مرفه بی درد بودن اعلام کنم :دی